طبق گزارش منتشرشده از سوی خبرگزاری ایسنا، به گزارش ایسنا، به نقل از ایتنا، اپلیکیشنهای گوشیهای هوشمند دیگر تنها ابزارهایی نیستند که منتظر دستورات کاربر بمانند و سپس آنها را اجرا کنند. بسیاری از این برنامهها تلاش میکنند نیازهای کاربر را پیشبینی کرده و حتی پیش از مطرح شدن درخواست، گزینههایی را در اختیار او قرار دهند. به عنوان مثال، هنگام باز کردن یک اپلیکیشن موسیقی، ممکن است فهرستی از آهنگهای پیشنهادی را مشاهده کنید که بر اساس سابقه شنیداری شما تنظیم شده است. در سرویسهای ویدیویی نیز نیازی به جستوجوی مداوم برای یافتن محتوای موردنظر نیست؛ الگوریتمها بهطور مداوم ویدیوهایی را انتخاب میکنند که احتمال میدهند برای شما جذاب باشد. این روند همچنین در اپلیکیشنهای خرید مشاهده میشود. پلتفرمها با بررسی جستوجوهای قبلی، محصولاتی که مشاهده کردهاید و حتی کالاهایی که به سبد خرید اضافه کردهاید، پیشنهادهای جدیدی ارائه میدهند. به این ترتیب، گوشی هوشمند به تدریج بیشتر شبیه یک دستیار دیجیتال میشود که از رفتار صاحب خود یاد میگیرد و همزمان میتواند بر انتخابهای آینده او تأثیر بگذارد.
این تأثیر بهویژه در شبکههای اجتماعی مشهود است. زمانی که برنامههایی مانند فیسبوک، اینستاگرام یا تیکتاک را باز میکنید، پستها و ویدیوها بهصورت تصادفی در مقابل شما قرار نمیگیرند. الگوریتمهای این پلتفرمها مجموعهای از سیگنالها را بررسی میکنند تا مشخص کنند کدام محتوا احتمالاً بیشتر با سلیقه شما سازگار است. محتوایی که قبلاً مشاهده کردهاید، حسابهایی که دنبال میکنید، پستهایی که پسندیدهاید و حتی مدتزمانی که روی یک ویدیو توقف کردهاید، میتوانند در این تصمیمگیری نقش داشته باشند. در واقع، نرمافزار پیش از آنکه کاربر تصمیم بگیرد چه چیزی را ببیند، تا حدی تصمیم گرفته است چه چیزی در مقابل او قرار گیرد. این تصمیم ممکن است در نگاه اول چندان مهم به نظر نرسد، اما میتواند بر موضوعاتی که کاربر میخواند، محصولاتی که کشف میکند و حتی مسائلی که در طول روز توجه او را جلب میکنند، تأثیر بگذارد.
در تجارت الکترونیک، سیستمهای پیشنهاددهنده میتوانند نقش مستقیمتری در شکلگیری تصمیمهای خرید ایفا کنند. پس از جستوجوی یک محصول، ممکن است پلتفرم کالاهای مشابه، لوازم جانبی مرتبط یا محصولاتی را که سایر کاربران خریداری کردهاند، نمایش دهد. حتی تخفیفها و پیشنهادهای ویژه نیز میتوانند بر اساس رفتار قبلی کاربر شخصیسازی شوند. البته این به معنای آن نیست که اپلیکیشن بهجای کاربر خرید انجام میدهد؛ بلکه نرمافزار میتواند تعیین کند کدام گزینهها ابتدا دیده شوند. تفاوت قابلتوجهی میان جستوجوی مستقل در میان دهها محصول و قرار گرفتن یک گزینه مشخص در ابتدای فهرست پیشنهادی وجود دارد. در حالت دوم، کاربر همچنان انتخاب نهایی را انجام میدهد، اما دامنه انتخاب او تا حدی توسط الگوریتم شکل گرفته است.
اپلیکیشنهای مسیریابی نیز نمونه دیگری از تصمیمگیری خودکار هستند. بهجای آنکه کاربر تمام مسیرهای احتمالی را بررسی کند، نرمافزار اطلاعاتی مانند وضعیت ترافیک، فاصله و زمان تقریبی رسیدن را تحلیل کرده و معمولاً یک مسیر را بهعنوان گزینه پیشنهادی ارائه میدهد. اگر برنامه در طول سفر با ترافیک سنگین، تصادف یا مسیر سریعتری مواجه شود، ممکن است مسیر پیشنهادی را تغییر دهد. در این شرایط، مجموعهای از تصمیمهای کوچک در پسزمینه گرفته میشود، در حالی که کاربر فقط دستورالعملهای نمایشدادهشده روی صفحه را دنبال میکند. با گسترش سرویسهای مبتنی بر موقعیت مکانی، این شخصیسازی نیز پیچیدهتر شده است. اپلیکیشنها میتوانند اطلاعات مربوط به مکان، زمان و سابقه استفاده را با یکدیگر ترکیب کنند تا پیشنهادهایی متناسبتر با شرایط هر کاربر ارائه دهند.
ادغام گستردهتر هوش مصنوعی در اپلیکیشنها و گوشیهای هوشمند باعث شده است این فرایند پیچیدهتر از گذشته شود. سیستمهای جدید دیگر تنها بر اساس مجموعهای از قوانین ثابت عمل نمیکنند، بلکه میتوانند حجم زیادی از دادهها را تحلیل کرده و الگوهای رفتاری کاربران را شناسایی کنند. نتیجه این فرایند میتواند پیشنهاد محتوا، اپلیکیشن، جستوجو یا اقدامات مختلفی باشد که تلفن تصور میکند کاربر در آینده به آنها نیاز خواهد داشت. مشکل لزوماً خودِ پیشنهادها نیست، بلکه زمانی جدیتر میشود که کاربر به این توصیهها عادت کند و بهتدریج جستوجو، مقایسه و بررسی گزینههای مختلف را کنار بگذارد.
تصمیمگیری خودکار بدون شک میتواند در زمان و انرژی کاربران صرفهجویی کند. پیدا کردن مسیر خلوتتر، دریافت فهرست پخش متناسب با سلیقه یا مشاهده محصولی که کاربر به دنبال آن بوده، از جمله مزایایی هستند که استفاده از گوشیهای هوشمند را سادهتر میکنند. با این حال، وابستگی دائمی به توصیههای الگوریتمی پرسشهای مهمی درباره حریم خصوصی و استقلال کاربر ایجاد میکند. هرچه یک اپلیکیشن بخواهد پیشنهادهای دقیقتری ارائه دهد، به اطلاعات بیشتری درباره رفتار، علایق و عادتهای کاربر نیاز خواهد داشت. بنابراین، مسئله فقط این نیست که اپلیکیشنها چه تعداد تصمیم را بهجای ما میگیرند؛ بلکه باید دید نرمافزار چند بار در طول روز بر آنچه میبینیم، میخوانیم، میخریم و در نهایت انتخاب میکنیم، تأثیر میگذارد.
برای بازپسگیری کنترل، لازم نیست استفاده از اپلیکیشنها را کنار بگذارید. یکی از نخستین گامها این است که تنظیمات حریم خصوصی و سیستمهای پیشنهاددهنده را بررسی کنید، مجوزهای غیرضروری برنامهها را محدود کنید و اعلانهایی را که به آنها نیاز ندارید، غیرفعال کنید. همچنین بهتر است پیشنهادهای الگوریتمی را بهعنوان گزینه پیشنهادی در نظر بگیرید، نه لزوماً بهترین انتخاب ممکن. هر بار که گوشی محصول، خبر، ویدیو یا مسیری را پیشنهاد میدهد، میتوان یک سؤال ساده از خود پرسید: «آیا واقعاً خودم این گزینه را انتخاب کردهام یا الگوریتم آن را پیش روی من گذاشته است؟» گوشی هوشمند ممکن است هر روز دهها تصمیم کوچک را برای ما سادهتر کند، اما تفاوت اصلی در این است که تصمیم نهایی همچنان در اختیار کاربر باقی بماند. در دنیایی که اپلیکیشنها از ابزارهایی منتظر فرمان کاربر به سیستمهایی تبدیل شدهاند که تلاش میکنند قدم بعدی او را پیشبینی کنند، توانایی مکث، بررسی گزینهها و تصمیمگیری آگاهانه میتواند به یکی از مهمترین مهارتهای دیجیتال زندگی روزمره تبدیل شود.