طبق گزارش منتشرشده از سوی خبرگزاری ایسنا، حسن نمکدوست، استاد ارتباطات، با توصیف وضعیت کنونی روزنامه‌نگاری ایران با عنوان «اغما»، ریشه‌های تاریخی بحران، سازوکارهای حاکمیتی و پیامدهای آن در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی را بررسی کرد و بر ضرورت بازتعریف قرارداد اجتماعی رسانه‌ها تأکید داشت.

او سخنانش را این‌گونه آغاز کرد: «برای اینکه پاسخ سؤال روزنامه‌نگاری ما و رسانه‌های ما در چه موقعیتی هستند را در دم بدهم، عنوان «اغما» را انتخاب کردم. مقصود من روزنامه‌نگاری جریان است؛ رادیو، تلویزیون، خبرگزاری‌ها، مطبوعات و این دست رسانه‌ها. اتفاقی که در شبکه‌های اجتماعی می‌افتد، مد نظر من نیست.»

نمکدوست وضعیت روزنامه‌نگاری جریان‌اصلی در ایران را نامناسب دانست و گفت: «عبارت روزنامه‌نگاری ایران در اغما، کلیدواژه‌ای است که می‌تواند میان موضوعات بحث، انسجام ایجاد کند.»

فشار ۲۰۰ ساله؛ از قاجار تا امروز

این استاد ارتباطات با اشاره به پیشینه تاریخی این موضوع گفت: «از حدود ۱۸۰ تا ۱۸۵ سال پیش که رسماً صاحب رسانه شدیم، همواره حکومت‌ها فشار را به رسانه‌ها آورده‌اند؛ مگر در دوره‌های بسیار کوتاه و گذرای تاریخ.»

او افزود: «در سال‌های اخیر، رسانه‌های جریان‌اصلی تا حدود زیادی اعتبار خود را از دست داده‌اند. ۲۰ سال پیش دکه‌ها پر از روزنامه بود و مردم درباره مطالب آنها بحث می‌کردند اما امروز مراجعه به دکه‌ها حسی در ما ایجاد نمی‌کند.»

به گفته نمکدوست، این وضعیت حاصل برهم‌کنش دو عامل است: «فشار لاینقطع تاریخی حکومت‌ها و پاسخ ندادن رسانه‌ها به نیازهای جامعه که باعث شده این رسانه‌ها محل مراجعه نباشند.»

او با اشاره به رتبه کنونی ایران در میان ۱۸۰ کشور در شاخص‌های روزنامه‌نگاری تأکید کرد که این آمار، هرچند با سوگیری همراه است، عمق بحران را نشان می‌دهد.

مالکیت حکومتی؛ ژنی برای تحمیل اراده

نمکدوست با اشاره به ریشه‌های بحران ۲۰۰ ساله گفت: «از ابتدا، حاکمیت مالکیت و مدیریت بخش اصلی رسانه‌های جریان‌اصلی را مستقیماً در اختیار داشته است. مدیریت مهم‌ترین رسانه‌های ما توسط دولت انجام می‌شده و فشار فوق‌العاده‌ای بر بخش کوچک روزنامه‌نگاری مستقل وارد شده است.»

این استاد ارتباطات، الگوی حاکم بر مناسبات حکومت با رسانه‌ها را مبتنی بر سه سازوکار دانست و گفت: «در سپهر ارتباطات، مناسبات با رسانه‌ها مبتنی بر تبعیض، تهدید و تحقیر بوده است.»

او خروجی این سیستم را «تعمیق خودسانسوری و افول قطعی مرجعیت داخلی» توصیف کرد و افزود: «برهم‌کنش این کج‌رفتاری‌ها، اکوسیستمی خلق کرده که خودسانسوری در آن فراتر از سانسور و توقیف عمل می‌کند. خودسانسوری یعنی کاهش اقبال مخاطب به رسانه‌ها. اکوسیستم رسانه‌ای امروز ایران پاسخگوی نیازهای مخاطب نیست و این قطعی است.»

حسن نمکدوست با انتقاد از تحمیل مأموریت‌های غیرذاتی به رسانه‌ها اظهار کرد: «در تمام این سال‌ها از رسانه‌ها سلب مأموریت شده و مأموریت دیگری به آنها تحمیل شده است. ویژگی اصلی رسانه‌های خبری، جستجوگری حقیقت است، اما رسانه‌ها را به بوق، ابزار تبلیغاتی و سلاح جنگ روانی تبدیل کرده‌اند.»

خاموشی دیجیتال و سانسور بی‌حدوحصر

این استاد ارتباطات با اشاره به پدیده‌هایی مانند «خاموشی دیجیتال» گفت: «ما الان در وضعیتی هستیم که هر لحظه ممکن است ما را در تاریکی مطلق ارتباطی قرار دهند و هیچکس نمی‌تواند بپرسد برای چه. سانسور بی‌حد و مرز به صراحت به مدیران مسئول و سردبیران ابلاغ می‌شود که حق ندارید بنویسید، هرچند در دولت‌های اصلاح‌طلب این کار را شیک‌تر می‌کنند.»

او افزود: «وقتی با این همه پرسش و دیدگاه، فقط یک صدا مجاز باشد، بحران مرجعیت ایجاد می‌شود. همین باعث شده که خیلی از روزنامه‌نگاران دست از کار بکشند یا کشور را ترک کنند.»

شبکه‌های اجتماعی؛ حباب الگوریتم، اتاق پژواک و قطبی‌شدن

نمکدوست در ادامه به آسیب‌شناسی فضای مجازی پرداخت و گفت: «حباب الگوریتم ما را در برابر محتواهای تأییدکننده قرار می‌دهد. اتاق پژواک باعث می‌شود که فقط صدای همفکران را بشنویم و دیگران را مخالف، متفاوت یا دشمن و خائن تلقی کنیم. حباب حاکمیتی هم با فیلترینگ و سانسور، این فضا را تشدید می‌کند. نتیجه، فروریزش حوزه عمومی و قطبی‌شدن شدید در پلتفرم‌های فارسی‌زبان است.»

او «تب اسکرول» را عامل دیگری برای کاهش عمق مطالعه دانست و گفت: «اسکرول بی‌پایان در شبکه‌های اجتماعی، شبیه دستگاه قمار، گهگاه پاداش می‌دهد و مانع مطالعه عمیق می‌شود. در حالی که از کتابی که خوانده‌اید، مطالب زیادی به یاد دارید، یک ساعت اسکرول را به خاطر نمی‌آورید.»

مهندسی آشوب اطلاعاتی؛ هدف، اعتبارزدایی از مراجع داخلی

این استاد ارتباطات با اشاره به «مهندسی آشوب اطلاعاتی» اظهار کرد: «ما تحت تأثیر جنگ روانی ارتش‌های سایبری آشکار و نهان هستیم. هدف اصلی، اعتبارزدایی از هر مرجع قابل اتکای داخلی است. به محض اینکه یک فرد مستقل حرف حسابی بزند، از همه سو به او حمله می‌شود.»

او با تأکید بر «ریاکاری سیستماتیک در فضای رسانه‌ای» گفت: «اگر راست بگویید، تنبیه می‌شوید و اگر دروغ بگویید، تشویق می‌شوید. این تصور که همه مشکلات زیر سر فرد روزنامه‌نگار است، اشتباه است. با رسانه‌ها باید به مثابه یک امر اجتماعی رفتار کرد و برای اخلاق رسانه‌ای به نظام حقوقی مستقل، اقتصاد آزاد روشن، فرهنگ ارزش‌گذار و سیاست پاسخگو نیاز داریم.»

راهکارها؛ مقاومت روایی و بازتعریف قرارداد اجتماعی

نمکدوست در بخش پایانی سخنانش راهکارهای برون‌رفت از وضعیت موجود را تشریح کرد و گفت: «ما نباید گزارشگر منفعل پدیده‌ها باشیم. باید در چارچوب نزدیک شدن به واقعیت، روزنامه‌نگاری کنیم و برای این کار به مقاومت روایی نیاز داریم. باید قاب‌بندی‌ها متکثر باشد و منزلت سوژه‌ها (مردم) را برگردانیم. مردم، نه حکومت، باید فوکال پوینت ما باشند.»

او با انتقاد از رویکرد «تریبون» بودن رسانه‌ها افزود: «باید کانون تمرکز ما، واقعیت‌های جامعه بر اساس منافع مردم باشد.»

این استاد ارتباطات در پایان، سه اقدام اساسی را پیشنهاد کرد:

۱. بازتعریف قرارداد اجتماعی با رسانه‌ها و اصلاح قوانین و مقررات؛

۲. ارتقای سواد شناختی جامعه؛

۳. تبدیل روزنامه‌نگاری وحشت‌زده، سانسورزده و زمین‌خورده به روزنامه‌نگاری آگاهی‌بخش.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *