به گزارش خبرگزاری ایسنا، نتایج یک پژوهش که در مجله علمی Aquatic Ecology از انتشارات Springer Nature منتشر شده، به بررسی پراکنش و تغییرات فصلی ماکروجلبک‌ها و ارتباط آن‌ها با عوامل محیطی در نوار ساحلی جنوب دریای خزر پرداخته است. این مطالعه که در سال ۲۰۲۱ انجام شد، شامل ۱۸ ایستگاه از آستارا در غرب تا خواجه‌نفس در شرق بود.

در این پژوهش، سه گونه ماکروجلبک شامل Cladophora glomerata، Ulva intestinalis و Osmundea caspica شناسایی شدند که در میان آن‌ها، Cladophora glomerata به‌عنوان گونه غالب شناخته شد و ۹۰٫۳ درصد از زی‌توده ماکروجلبک‌ها را در تابستان و ۷۰٫۱ درصد را در پاییز تشکیل داد. زی‌توده ماکروجلبک‌ها در تابستان بین ۳۰ تا ۴۷۰ گرم وزن خشک در هر مترمربع و در پاییز بین ۱۵ تا ۲۵۰ گرم متغیر بود. بیشترین مقادیر زی‌توده در هر دو فصل در ایستگاه‌های رامسر، دستک، سیسنگان و امیرآباد ثبت شد.

رضا رهنما، نویسنده اول مقاله و پژوهشگر پژوهشگاه ملی اقیانوس‌شناسی و علوم جوی، درباره این یافته‌ها اظهار می‌کند که Cladophora glomerata به‌طور قابل توجهی گونه غالب است و این جلبک سازگار و فرصت‌طلب می‌تواند در شرایط متغیر محیطی، به‌ویژه در دما و دسترسی به مواد مغذی مناسب، به سرعت رشد کند. او همچنین اشاره می‌کند که افزایش غنی‌شدگی مواد مغذی یا یوتریفیکاسیون در برخی مناطق ساحلی می‌تواند به نفع گونه‌های فرصت‌طلب و سریع‌الرشد باشد و زمینه را برای افزایش زی‌توده آن‌ها فراهم کند.

تحلیل عوامل محیطی نشان داد که دمای آب با سهم ۴۲٫۰۱ درصد، مهم‌ترین عامل مرتبط با پراکنش و زی‌توده ماکروجلبک‌ها بوده است. پس از آن، اکسیژن محلول و برخی مواد مغذی قرار داشتند. رهنما توضیح می‌دهد که الگوی پراکنش جلبک‌ها در طول ساحل و بین دو فصل، نقش برجسته دمای آب را نشان می‌دهد، اما نباید سایر عوامل را نادیده گرفت. شرایط اکسیژنی و دسترسی به مواد مغذی نیز با وضعیت جامعه ماکروجلبی ارتباط دارند و برای درک دقیق این پدیده باید مجموعه عوامل فیزیکی، شیمیایی و زیستی را هم‌زمان در نظر گرفت.

یکی از یافته‌های مهم این پژوهش، پایش ۲۴ ساعته اکسیژن محلول در ایستگاه رامسر بود که یکی از بالاترین مقادیر زی‌توده ماکروجلبی را نشان داد. اندازه‌گیری‌ها نشان داد که اکسیژن محلول در طول روز تحت تأثیر فتوسنتز جلبک‌ها افزایش می‌یابد و حتی به بیش از ۱۶ میلی‌گرم در لیتر می‌رسد، اما پس از غروب و توقف فتوسنتز، با ادامه فرایندهای تنفسی و تجزیه مواد آلی، غلظت اکسیژن به‌شدت کاهش می‌یابد و در طول شب به حدود ۰٫۴ میلی‌گرم در لیتر و کمتر می‌رسد؛ شرایطی که نشان‌دهنده کم‌اکسیژنی بسیار شدید و نزدیک به شرایط بی‌اکسیژنی است.

احمد رادمنش، نویسنده مسئول مقاله و رئیس مرکز اقیانوس‌شناسی دریای خزر پژوهشگاه، با اشاره به اهمیت این یافته می‌گوید که مسئله فقط افزایش اکسیژن در طول روز نیست، بلکه دامنه بسیار زیاد نوسان اکسیژن در چرخه شبانه‌روزی اهمیت دارد. جلبک‌ها در طول روز با فتوسنتز اکسیژن تولید می‌کنند، اما پس از غروب، تولید اکسیژن متوقف می‌شود و هم‌زمان تنفس موجودات و تجزیه مواد آلی همچنان اکسیژن مصرف می‌کند. وقتی حجم زیادی از زی‌توده جلبکی در یک محدوده ساحلی تجمع پیدا می‌کند و سپس وارد مرحله تجزیه می‌شود، مصرف اکسیژن افزایش می‌یابد و در آب‌های کم‌عمق و کم‌تبادل ساحلی می‌تواند به افت بسیار شدید اکسیژن منجر شود.

بر اساس نتایج این مطالعه، افت شدید اکسیژن پس از تجزیه توده‌های Cladophora glomerata با کاهش قابل توجه تراکم بی‌مهرگان کف‌زی در زیستگاه‌های کم‌عمق همراه بود. رادمنش می‌گوید که موجودات کف‌زی به دلیل زندگی در بستر و تحرک محدود، نمی‌توانند مانند بسیاری از موجودات شناگر به‌سرعت از یک منطقه کم‌اکسیژن خارج شوند. بنابراین، کاهش شدید اکسیژن می‌تواند فشار زیادی بر این جوامع وارد کند و حتی موجب تلفات آن‌ها شود.

شکوفایی ماکروجلبک‌ها پدیده‌ای شناخته‌شده در بسیاری از مناطق ساحلی جهان است و عواملی مانند افزایش مواد مغذی و تغییرات دما در شکل‌گیری آن نقش دارند. در دریای خزر نیز غنی‌شدن آب از مواد مغذی، افزایش دمای آب و تغییرات ساختار شبکه غذایی از جمله عواملی هستند که باید در بررسی روندهای بلندمدت این پدیده مورد توجه قرار گیرند.

در برخی مطالعات پیشین نیز به نقش تغییرات فصلی جمعیت شانه‌دار دریایی Mnemiopsis leidyi در تغییر ساختار شبکه غذایی و چرخه مواد در خزر اشاره شده است. رهنما تأکید می‌کند که تغییرات فصلی جمعیت Mnemiopsis leidyi و تجزیه زی‌توده آن می‌تواند در چرخه مواد مغذی نقش داشته باشد، اما برای برقراری رابطه مستقیم میان این فرایند و شکوفایی Cladophora glomerata به مطالعات اختصاصی درباره مسیر انتقال و مصرف مواد مغذی نیاز است. بنابراین، این ارتباط باید موضوعی مهم برای پژوهش‌های آینده دانسته شود.

از سوی دیگر، تجمع ماکروجلبک‌ها می‌تواند با انتقال و به دام افتادن آلاینده‌ها در نواحی ساحلی نیز ارتباط داشته باشد. مطالعات جدید نشان داده است که Cladophora glomerata توانایی قابل توجهی در نگهداشت ریزپلاستیک‌ها دارد. رادمنش در این باره می‌گوید که توده‌های متراکم ماکروجلبک در مناطق ساحلی می‌توانند مانند یک بستر طبیعی برای به دام افتادن ذرات معلق و برخی آلاینده‌ها عمل کنند. بنابراین، در مناطقی که هم شکوفایی جلبکی و هم ورود آلاینده‌هایی مانند ریزپلاستیک‌ها وجود دارد، بررسی ارتباط میان این دو پدیده می‌تواند یکی از موضوعات مهم پژوهش‌های آینده در جنوب خزر باشد.

رادمنش با تأکید بر ضرورت تداوم پایش می‌گوید که این مطالعه را باید یک نقطه شروع برای پایش‌های بلندمدت دانست. اگر بخواهیم بدانیم آیا شکوفایی ماکروجلبک‌ها در حال تشدید، گسترش یا تغییر الگوی فصلی است، باید اندازه‌گیری‌های منظم زی‌توده جلبکی را در کنار پارامترهای کیفیت آب، به‌ویژه دما، اکسیژن محلول و مواد مغذی، ادامه دهیم.

یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که شکوفایی ماکروجلبک‌ها در جنوب خزر صرفاً یک پدیده فصلی نیست، بلکه می‌تواند با افت شدید اکسیژن و کاهش کیفیت زیستگاه برای جوامع کف‌زی همراه شود. از این رو، پایش مستمر ماکروجلبک‌ها و کیفیت آب و توجه هم‌زمان به عوامل مؤثر بر این پدیده، برای مدیریت و حفاظت از زیست‌بوم ساحلی خزر اهمیت دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *